|
در غياب شخص مؤمن ، عيب او را فاش سازى . اگر او ، عيب نداشته باشد و به او ، عيبى را نسبت عيب دهى ، تهمت زده اى كه گناه تهمت ، از گناه غيبت ، بالاتر است ; زيرا ، سرمايه بزرگ هر انسان مؤمنى در زندگى ، حيثيت و آبروى او است و هرچه ، آن را به خطر بيندازد مانند اين است كه جان او را به خطر انداخته باشد . گاه مى شود كه ترور شخصيّت ، از ترور شخص ، مهم تر است . و لذا فلسفه مهم تحريم غيبت و اين كه از گناهان كبيره شمرده شده است ، به حفظ همين سرمايه بزرگ است . ر .ك : تفسير نمونه ،آية الله مكارم شيرازى و ديگران ، ج 23 ، ص 176 ، ج 26 . آثار غيبت 1ـ بر اثر غيبت ، آبرو و حيثيت اشخاص از بين مى رود . 2ـ در جامعه بدبينى به وجود مى آيد . 3ـ پيوندهاى اجتماعى ، سست مى شود . 4ـ اعتماد ، از بين مى رود . 5ـ تعاونى و همكارى ، متزلزل مى شود . 6ـ بذر كينه و عداوت ، در دل ها ، پاشيده مى شود . 7ـ قتل هاى خونين ، واقع مى شود . 8ـ اشاعه فحشا مى شود . انگيزه هاى غيبت عواملى كه باعث غيبت مى شود ، به طور مختصر ، به شرح زير است : 1ـ حسد ; 2ـ تكبر و غرور ; 3ـ بخل ; 4ـ كينه توزى ; 5ـ انحصارطلبى ; 6ـ ثروت اندوزى . توبيخ غيبت كننده در قرآن كريم آمده است : «ويل لكلّ همزة لمزة» واى بر هر عيب جوى مسخره كننده و غيبت كننده ! آنانى كه با نيش زبان و حركت دست و چشم ، پشت سر و پيش روى ديگران ، استهزا و عيب جويى و غيبت مى كنند و شخصيّت ديگران را درهم مى شكنند . اين گروه ، با واژه «ويل » ـ كه تهديد شديدى است ـ سرزنش شده اند . آرى ، آبروى مؤمن ، خيلى مهم است ! خداوند ، براى اين كه قبحِ و زشتى غيبت را روشن كند ، مثالى بسيار جالب زده است . قرآن ، غيبت كردن را ، خوردن گوشت برادر مرده دانسته است : در اين تعبير ، لطايفى است كه به برخى از آن ، اشاره مى شود . 1 . اگر مقدارى از گوشت بدن شخص مرده ، كنده شود ، جايش پر نمى شود و اگر آبروى انسان مؤمن هم با غيبت از بين برود ، آبروى رفته ، بر نمى گردد 2 . ديگر اين كه غيبت شونده ، مانند مردگان است و قادر بر دفاع از خود نيست . علاج غيبت ، توبه است ، همان طورى كه قرآن مجيد گفته است : «إنّ اللّه يحبّ التوابين »•
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 23:51  توسط
|
|